یه تیکه شعر
زمینه ی همه ی خاب هام یه شعری بود که پلی میشد
از خاب بیدار میشدم از ذهنم میرفت
از خودم بیخود میشدم زمزمه میکردمش و وقتی به خودم میومدم از ذهنم پاک میشد
میشناختمش
میدونستم گوش دادمش فراوون
حتا نت هاشو بلد بودم
امروز پیداش کردم
و الان شنیدمش و به محض پلی شدنش به مانند هرچه که بشه فکرشو کرد اشک ریختم و زجه زدم
دلم دریا شد و دادم به دستت
برچسب:
نویسنده: کیانوش کمالی