خرید بک لینک
سرد خونه سرد بود

همونقد که ۸ سال پیش سرد بود

سرد خونه سرد بود

همونقدی که تن مامان سرد بود

سرد خونه سرد بود

همونقدی که دلم سرده

.

گفت برام یه متن بنویس که عکس بابامو بذارم

هق زدم و نوشتم

.

میشینم عکستو بغل میگیرم

جذبه ی نگاهت اونقدی زیاده که انگار داری بهم میگی: بسه دختر. گریه زاری بسه

مثل همیشه که مخالف بودی با سوگواری

باید رخت سیاه تن کنم

یادم میاد میگفتی مُرده چه فرقی به حالش داره لباس تن تو چه رنگی باشه

به زور میخان غذا بدن بخورم میگن غذا بخور جون داشته باشی عذاداری کنی برای بابات

نیستی همه شونو کنار بزنی بگی بیشید کنار من دَنَم چی بوکونم؟

چه جوری باورم شه نیستی بهت تکیه بدم

چه طور بیام سر خاکت و یادم نیاد وقتی وارد خونه میشدم چه طوری توی بغلت محکم میگرفتیم و میبوسیدی صورتمو

چی به سرم آوردی بابا؟

چه طوری پشت خمیدمو صاف کنم و پذیرایی کنم از مهمونات مثل وقتایی که تا مهمون میومد برات براشون هرچی داشتی میاوردی تا خوش باشن توو خونت؟

گریه ی رفیقات

داداشات

شکستن مادر و برادرم

چه جوری فراموششون کنم

چه طور یادم بره شوخی هاتُ

چه طوری حتا میتونم نهیب زدن هاتو فراموش کنم؟

حاضرم داشته و نداشتمو بدم فقط برای اینکه برگردیم عقب دوباره دست بکشی توو موهام

رفتی به داداشم برسی؟

دخترتُ گذاشتی به حال خودش؟

دلت برای پسر بزرگت تنگ شده بود بابا؟

الان خیالت راحته کنار پسرتی بابا؟

آرومی بابا؟

فکر و خیال نداری بابا؟

دیگه نمیخای برای عروسی داداش کوچولوم برنامه ریزی کنی؟

خسته شده بودی بابا؟

سردت نیست بابا؟

نمیای آدمای اطرافمو کنار بزنی منو بغل بگیری حالم خوب شه بابا؟

بی پناه تر از همیشه شدم بابا

این آدمای دلسوز میرن پی زندگیشون و فقط میمونیم من و جای خالیت اونوقت میای منو آروم کنی؟

بعد از ناهار میری بالش برداری دراز بکشی چُرت بزنی بیام روت پتو بندازم بابا؟

لالای لای آخ لالای لای

بخاب نُقلُ نمکدون بخاب غنچه ی زمستون

الان پشت شیشه ها روی چینه ها گربهه بیداره

صدای چرخای گاری پای فراری پشت اون دیواره

لالای لای لالای لای

بابات گرمِ شیکاره برات سوغاتی میاره

کُره اسب زین طلا عروس صحرا پریِ بیابون

یال خونی شیرا روی شونه هاش افتاده پریشون

آروم بخاب بابام آروم بخاب

برچسب: نویسنده: کیانوش کمالی تاريخ: سه شنبه 21 اسفند 1397 ساعت: 0:04

صفحه بندی