
.
بازگشت ما
بعد از این همه مدت
به هم
با همه ی اشک ها و بدون لبخند ها
با همه سختی ها و فراز و نشیب ها
من و حلقه پیزوری و شیما و سر آقای ترسناک
فقط مونده به هم وصل شیم و شروع شه ..
.
رد طرحی که با حنا زده بودم رو دستم، گوشه های انگشتم
رد لاک پاک شده ی جشن برادرم
رد دست خط کج و کوله م وقت رفتن
رد سیاهی ریمل زیر چشم ها
رد تبخال از ترس چند روز قبل ..
رد باکس باز شده ی ایربگ
همه.. همه ..
اولین قدم برای درمان، پذیرش اینه که مریضی
.
امان از آن شب وحشت
امان از آن همه دوری
از این تنفس در حبس
عذاب زنده به گوری
برچسب:
نویسنده: کیانوش کمالی