خرید بک لینک

دارا بیفتد پای سارا ها...

سارا به هم ریزد الفبا را

سین را، الف را، را و سارا را...

درهم بپیچاند دارا را

دارا نداری را نمیفهمد...

ساعت شماری را نمیفهمد

دارا نمیفهمد که نان از عشق...

سارا نمیفهمد، امان از عشق

سارای سال اولی مرد است...

دستان زبر و تاولی مرد است

این پا که سارا مال یک زن نیست...

سارا که مال مرد بودن نیست

شال سپید روی دوشت کو؟...

گیلاس های پشت گوشت کو؟

با چشم و ابرویت چه ها کردی؟...

با خرمن مویت چه ها کردی؟

دارا چه شد سارایمان گم شد؟...

سارا و سینش حرف مردم شد؟

شعر دو در یک

از مجموعه ی اثر انگشت

نوشته ی علیرضا آذر

صفحات 60 و 61

برچسب: نویسنده: کیانوش کمالی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 21:49

صفحه بندی