من همیشه میگم اگه تنها باشم خوشحال ترم
کارمو دارم
دوستامو دارم
اما
اینکه یه کسی همیشه توی زندگیت باشه
این
خیلی بیشتر از چیزیه که ارزش داشته باشه
که خب ظاهرن میشه بهش عادت کرد..
یه دلیلی وجود داره که میگم تنها بهترم
به خاطر این نیست که فکر کردم تنها باشم خوشحال ترم
به خاطر این بود که فکر کردم اگه کسی رو دوست داشته باشم
و بعد جدا بشیم
ممکنه نتونم دووم بیارم
تنها بودن راحت تره
خب آخه ..
چی میشه اگه یاد بگیری که به عشق نیاز داری ولی بعد نداشته باشیش؟
چی میشه اگه ازش خوشت بیاد و بری سمتش؟
چی میشه اگه زندگیتو حول محور اون بچرخونی؟
و بعد
بهم بریزه ..
میتونی از این نوع درد جون سالم به در ببری؟
از دست دادن عشق مثل از دست دادن یه عضو از بدن میمونه
مثل مردنه
تنها فرقشون اینه که مرگ تموم میشه
ولی اون تا ابد میتونه ادامه داشته باشه
و بله ..
میدونم " راحت ترین کار لزومن درست نیست "
ولی
ارزش داره؟
مسئول بودن؟
چون اگه ویتامین هاتو بخوری
و مالیاتت رو پرداخت کنی
و هیچ خطایی نکنی
جهان هنوز بهت آدمایی رو برای دوست داشتن میده
و بعد میذاره اونا از لای انگشتات مثل آب در برن
و بعدش چی داری؟
ویتامین و هیچی ...
برچسب:
نویسنده: کیانوش کمالی