بعضی چیزا
بعضی حس ها
بعضی اشیا و افراد
هیچ وقت عوض نمیشن، تغییر نمیکنن و جایگزینی براشون نخاهد بود
No matter what or when
فرقی نمیکنه چقد بگذره
چه فرسایشی وارد شه بهمون از طریق گذر زمان
هیچ فرقی نمیکنه ..
چیزی که مهمه، ثابت موندن اون هاست ..
یه نگاهی به اطراف بندازی
متوجه شون میشی..
از ساده ترین هاش بگم برات
هرچقدرم گوشی جدید بگیری، یه سری آهنگ ها و عکس ها باهات از گوشی قبلی منتقل میشه به گوشی جدید
فکر کنم به همین میگن قانون پایستگی انرژی
انرژی تغییر نمیکنه
فقط از شکلی به شکل دیگه منتقل میشه ..
یا مثلن من که عاشق ماگ هستم و مدام در حال خرید ماگ
به ماگ باب اسفنجی دارم که سالهاست توو سینکه
چندین ماگ اومدن کنارش
بعضیا شکستن بعضیا تکراری شدن بعضیا رو اهدا کردم به بابا که تبدیلشون کنه به گلدون..
ولی این ماگ بعد این همه سال، با وجود ترک هایی که داخلشه، هنوز اونجاست و انتخاب اول و دوممه
نبودنش به چشمم میاد و نمیتونم ببینم نباشه
فکر کنم به این میگن تعلق خاطر
اینکه یه چیزی یه حسی یه فردی برات به هیچ وجه دور انداختنی و تکراری نشه
No matter what
همیشه برات بمونه
حتا اگه ترک خورده باشه
شکسته باشه
قدیمی شده باشه
و یا ..
هیچکی و هیچی جاشو پر نمیکنه
نه که نتونن و نشه
تو نمیخای که بتونن و بشه
قطعن همه مون بلدیم فراموش کنیم و پشت سر بذاریم
اگه یکی این کارو نکرد، دلیل بر عدم تواناییش نیست
مطمئنن نخاسته که پشت سر بذاره و بگذره
ایرادی بهش وارد نیست
انتخابش اینه
حتا اگه ندونه ته ش چی میشه
به عنوان یه دوست، پشتش بمونید و مراقبش باشید که اگه یه جا کم آورد و انرژیش رو به اتمام رفت، باشید که بغل بگیریدش و بهش بگید حفاظت شما رو داره
آدما چیز زیادی برای ادامه نمیخان
یه دل خوش کنک کوچولو کافیه برا بلند شدن و ادامه دادن
فقط مشکل اینه، پیدا کردن اون دل خوش کنک کوچولو، وقتگیر و طاقت فرسا ست
حالا یه عده هم این وسط تلاشی برا پیدا کردنش نمیکنن که خب این باز هم انتخاب خودشونه و قابل احترام
ولی..
حتا همونایی هم که تلاش نمیکنن
یه دل خوش کنک هایی بهشون میرسه
مثلن دلگرمی ای که بهش میدن بابت اینکه بیخبر نمیذارنش
یا دریافت یه پیام، هرچقدر بی ربط، وسط طولانی ترین شب
قطعن اگه شما هم مثل من به یه قدرت برتر ایمان داشته باشین
میدونین که هیچ کار و حرکتی، بی دلیل نیست
شما بی دلیل وسط کوچه ماشینت خاموش نمیکنه
بی دلیل کلاس مهمت کنسل نمیشه
بی دلیل با سرعت 170 تا نمیری توو دیوار
بی دلیل نیست که وقتی به خودت میای خیره به یه پنجره ای
بی دلیل نیست ..
یا شایدم خودمو گول میزنم
یا قطعن خودمو گول میزنم..
.
.
بهش میگم تو رو خدا منو با خبر کن
میگه باشه حواسم هست
میخام بهش بگم میشه اینکه هروقت میبینمت ازش میپرسم باعث نشه مث دیگران قضاوتم کنی؟
ولی انقدر نحوه برخوردش دلمو آروم میکنه که به خودم اجازه نمیدم اینو بگم
قربون صدقه ش میرم و یه نفس راحت تر از قبلی میکشم
سرشو میبوسم و بادوم هندی های توی آجیلمو میدم بهش
اونم فندق هاشو پوست میگیره میده به من
آخر شب جوری بغلم میگیره و راه میریم که هیچ غمی توو دام نمیمونه
از اینکه این دومین یلدا بود میترسم .. دومین یلدا گذشت ..
توو بغلش فشارم میده انگار فهمیده باشه لرز ترس به جونم افتاده
میگه بریم دور بزنیم
سوار ماشین میشیم و میریم
آروم جونمه.. پسرکم قد کشیده کوه من بشه..
.
.
هیچ کسی هم به اندازه حافظ امشب
نمیتونست شرح احوال بده ..
زلف آشفته و
خوی کرده و
خندان لب و
مست
پیرهن چاک و
غزل خوان و
صراحی در دست
نرگسش عربده جوی و
لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست ..
.
تو خود بخان حدیث مفصل !
برچسب:
نویسنده: کیانوش کمالی