میگه این روزا چه میکنی
میگم حموم
میخنده میگه ینی چی؟
میگم هروقت مغزم قفل میکنه میپرم زیر دوش حموم.
میخنده میگه پوستت رفته بس که مغزت قفل کرده
.
.
عکسای گلدن گلوب رو نگا میکردم
یه عکس از جنیفر انیستون اومد که خیره به برد پیت بود
زیرشم نوشته بود این عکس خیلی وایرال شده
فرستادم براش گفتم من جنیفر انیستونم
10 15 سال پیش برد پیت به خاطر آنجلینا جولی ولش کرد و رفت. جن هم هیچوقت با کسی چفت نشد و حالا ببین چه جوری نگاش میکنه با اینهمه بلا که سرش اومد
گفت نباش. جنیفر انیستون نباش. بذار زمان کارشو بکنه
گفتم اگه زمان کاره یی بود به داد جنیفر انیستون میرسید..
.
.
جلوم یه شات گذاشت
گفتم من که نمیخورم
گفت بعیده ازت
گفتم مگه چقد خلاف کارم؟ من ته خلافم اینه که دود میشه بابا جون
میگه آخه این روزا همه میخورن. تو هم هرکی اطرافته میخوره. عجیب بود برام. پس تو چرا همیشه نخورده مستی؟
میگم بده آدم پرنشاط باشه؟
میگه تو اون دختری هستی که 2سال پیش مرداد ماه توو تولدم یه آهنگ گذاشت و همه رو کشوند وسط و رقصوند و توو جمعیت خودشو گم کرد و رفت توو بالکن انقد دود به خودش داد و گریه کرد که من تن نیمه جون و غش کردشو بغل گرفتم بردم توو خونه. حرف از نشاط به من نزن. تو اون دختری هستی که 4 5 سال پیش فروردین توو عروسیه من میرقصید و اشک میریخت همزمان. حرف از نخورده مست بودن به من نزن
گفتم همیشه به دوستم گفتم شوهر باهوشی داره. ولی به خودت نگفتم باهوشی که پررو نشی. حالام نشو
ما دوست داریمت. اون دوستت داره چون قدیمی ترین دوستشی. من دوستت دارم چون بازیگری نمیکنی. پس نکن. من فالوورتم. تو یکی از موضوعات ما دو تا برای صحبت های روزانه هستی. باور کن نگرانیمونو
ممنونم. بودنتون خیلی خوبه..
.
.
ساعت 2 شبه برمیگردیم سمت خونه
توو راه ساکتیم. بهش میگم تو کانکت شو و آهنگ بذار
آهنگ حواست نیست اشوان رو میذاره
سکوتمون تبدیل میشه به جیغ زدن و همخونی با آهنگ
میگه حداقل یه با توو هفته این کارو بکن. منو بیار بیرون تا جیغ بزنم با آهنگا و خالی شم
بهش قول میدم
.
.
میرم سر کار دنبالش
دور میزنیم و از صدای تیز تسمه دینام خسته میشیم.
خابالو ام و چشمم میسوزه
ماشینو میزنم کنار. آهنگ پخش میشه
صندلی رو میدم عقب و به پهلوی راستم لم میدم و چشامو میبندم
میرسیم به اون قسمت آهنگ که معین زد به حلقه ی پیزوری اشاره میکنه.
انگشتی که توش حلقه پیزوریم هست رو میارم بالا وقتی آهنگ رو میخونم
شده عادت برام. یا شاید شرطی شدم سر این آهنگ با این کار
حلقمو از انگشت اشاره م درمیاره یکم نگاش میکنه و میندازه توی انگشت چاهارمم
میگه اینجوری دستت قشنگ تره
یه نگا به دستم میندازم و لبخندم که خشک میشه حلقه پیزوریمو درمیارم و میذارم توی انگشت اشاره م دوباره
لبخند میزنه و میگه اگه پسر بودم خیلی زودتر از اینکه دلت بشکنه خودم میگرفتمت
میخندم میگم بیا منو بگیر بتونیم راحت تر مهاجرت کنیم
.
.
نشستیم توو سرما و یه ساعت بعد متوجه شدم قلبم تحت فشاره
دیرتر فهمیدم قلبم نبوده، ماهیچه های پشتم از سرما قولنج کردن و چونکنزدیک قلبمه اذیتش کرده
دستمو فقط طوری که رو شکمم باشه میتونم نگه دارم
میخنده میگه انگار حامله یی اون چه طرز راه رفتنه
میگم بدت میاد خاله شی بفهمی کار من چقد سخته با بچه ت؟ حالا که نمیشی پس حداقل فیگورشو نگا کن لذت ببر
دستمو میگیره از خیابون رد میشیم
.
.
وسط حرفاش میگه پس تعصب ملی چی میشه؟
میگم من به این شهر و کشور تعصب ندارم
عصبی و جا خورده نگام میکنه
میگه من و اون چه لقمه یی بهتون دادیم که این شدید. منم اگه مثل شما فکر میکردم الان اینجا نبودم ..
با سکوت از کنارش میگذرم. هرچه بگم تهش بی احترامیه
میذارمش با سوگواری برای شخصی که براش مهم بوده تنها باشه
پناه میبرم به محیط خارج از خونه
.
.
مدام نگام میکنه و منتظره حرفی بزنم
نمیخای چیزی بگی؟
سرمو به نشونه ی نه تکون میدم
بغلم میکنه و میگه امیدوارم کسی رو پیدا کنی که بتونی همه ی حرف هات رو بهش بگی و میدونم بلخره پیداش میکنی
.
.
این روزا سرگرم امتحان و تحقیق برای پایان نامه، آپشن هامو برای مهاجرت بررسی میکنم و سردرگم و نابود تر از همیشه، یه امید پوچی ته دل و سرم هست که میگه همه چی خوب میشه
برچسب:
نویسنده: کیانوش کمالی