
Daha ne isterim بهترمالبته جسمی نهدر یک تایم عادی، هفته ای دو بار داشتم شرح میدادم که موهام رنگ نیست و سفید شدهحالا هر روز دارم شرح میدم که بله توی این ۱۵,۲۰ روز سفیدتر شدهانقدر این مدت دچار تیمار پدر بودم، بددن و روح و همه ارگانهام خسته ستدلم میخاد برم فستیوال کوچهدلم میخاد برگردم کادیکوییه ورکشاپ ثبت نام کردم واسه اواخر فروردینبا استاد اسکندری و نوید ویرافجالبهوقتی هیچی از سرامیک نمیدونستم، پیجشون رو فالو میکردم به خاطر علاقهم به سرامیکحالا ورکشاپ حرفهای میرم باهاشونچقدر همه چیز زندگ...
ادامه مطلب
ویلون و سیلونِ جایی بودمباد سردب رو حس میکردمیه مرغ دریایی از بالا سرم رد شدهمیشه میترسونتم یه موزیک شنیدمکسی ازم پرسید موهام رو کجا رنگ کردمbu benim doğal saç rengim. sadece çok erken griye döndüموزیک رو پیدا کردممن رفتم از اینجاچون تو با من تنهاتریمن رفتم از اینجاچون بدونِ من خوشحال تریکجام؟چرا؟برگردبرگردبرگردچرا خودتپ از همه جا کَندی؟چرا شبیه چیزی که بودی نیستی؟من در تنهایی بهترممن رفتم از اینجاچون تو با من تنهاتریمن رفتم از اینجاچون بدونِ من خوشحال تریگفت، "میخوام صداتو نشنوم الکی"کمدی الهی میخونمیک طبقه مونده به آخرین طبقه جهنممتعلق به خائن هاستتو جات کجاست؟کجایی؟برگردیه فکری دارم، میخام همراهیم کنیجونم؟ بگومیخام دکترا بخونمیادته روز دفاع پایاننامه چقدر گریه کردی؟بارون میومدتابستونبعد ا...
ادامه مطلب
چند وقتی بود کابوس و رویاهام یه چیز مشترک داشتنیه تیکه شعرزمینه ی همه ی خاب هام یه شعری بود که پلی میشداز خاب بیدار میشدم از ذهنم میرفتاز خودم بیخود میشدم زمزمه میکردمش و وقتی به خودم میومدم از ذهنم پاک میشدمیشناختمشمیدونستم گوش دادمش فراوونحتا نت هاشو بلد بودمامروز پیداش کردمو الان شنیدمش و به محض پلی شدنش به مانند هرچه که بشه فکرشوکرد اشک ریختم و زجه زدمدلم دریا شد و دادم به دستت...
ادامه مطلب
این که عاشق زندگیمم کجای چشمام کجای فانکشن های صورتم نهفته ست که با کوچکترین کلمه هایی که بیان میکنم لبخند شنونده هام نصیبم میشه؟ این شادیا و خیال راحت، نتیجه ی کدوم کار خوب کدوم دسته ضعیفیه که گرفتم و بلند کردم که حالا نتیجه میتونه چیزی باشه که برای همه آرزوئه؟ یکدفعه از چه فصلی سبز شدی که تو احساس من قدم بزنی؟ من که خیلی جاها عشق کاشتم و نفرت برداشتم، حالا چیزی رو دارم که اصلن نمیتونم حتا یاد بیارم اون نفرت ها از کجا دراومده بودن یه مدته تا به اینا فکر میکنم یاد اون نوشته می افتم که فکر کنم شاید از پائولو کوئیلو بود که توو یه هواپیمایی پر از آدم و در م...
ادامه مطلب